تبلیغات
نسیم وصل - سرودی از عشق
نسیم وصل
» سرودی از عشق
شنبه 6 آبان 1385 - 03:10 ق.ظ - نویسنده : حسین

بگذار که بر شاخه ی این صبح دلاویز

بنشینم و از عشق سرودی بسرایم

آنگاه ، به صد شوق، چو مرغان سبکبا ل،

پر گیرم ازاین بام وبه سوی توبیایم

من نیزچو خورشید، دلم زنده به عشق است

راه دل خود را، نتوانم که نپویم

هر صبح ، در آیینه ی جادویی خورشید.

.چون می نگرم، او همه من، من همه اویم!

او روشنی و گرمی بازار وجود است

در سینه ی من نیز، دلی گرم تر از اوست

او یک سرآسوده به بالین ننهادست

من نیزبه سر می دوم اندر طلب دوست

ما هردو در این صبح طربناک بهاری

از خلوت و خاموشی شب، پا به فراریم

ما هر دو، در آغوش پر از مهر طبیعت

با دیده ی جان، محو تماشای بهاریم

ما، آتش افتاده به نیزار ملالیم

ما عاشق نوریم و سروریم و صفاییم،

بگذار که سرمست و غزل خوان من و خورشید:

بالی بگشاییم و به سوی تو بیاییم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

...

ویرایش شده در ساعت 03:10 ق.ظ و شنبه 6 آبان 1385
پاسخ پاسخ به نوشته
» مطالب پیشین
+ همچون موج
+ دوست داشتنی های من...
+ سرودی از عشق
+ تو چی هستی؟
+ انتظار
+ تو
+ چه کسی نقش تورا خواهد شست
+ غزلواره
+ انسان...
+ باز کن پنجره را
+ حضور تو
+ دوست داشتن برتر از عشق
+ بمیریدُُ نمیرید
+ قشنگترین اشتباه
+ استاد شریعتی

Powered by mihanblog version 3.0 Beta
Copyright ©2005 - 2006 , Creative Design Center