تبلیغات
نسیم وصل - انتظار
نسیم وصل
» انتظار
چهارشنبه 26 مهر 1385 - 01:10 ب.ظ - نویسنده : حسین

انتظار

 خیال آمدنت دیشبم به سر می زد
 نیامدی كه ببینی دلم چه پر می زد
 به خواب رفتم و نیلوفری بر آب شكفت
 خیال روی تو نقشی به چشم تر می زد
 شراب لعل تو می دیدم و دلم می خواست
 هزار وسوسه ام چنگ در جگر می زد
 زهی امید كه كامی از آن دهان می جست
زهی خیال كه دستی در آن كمر می زد
دریچه ای به تماشای باغ وا می شد
دلم چو مرغ گرفتار بال و پر می زد
تمام شب به خیال تو رفت و ، می دیدم
 كه پشت پرده ی اشكم سپیده سر می زد

 

...

ویرایش شده در ساعت - و -
پاسخ پاسخ به نوشته
» مطالب پیشین
+ همچون موج
+ دوست داشتنی های من...
+ سرودی از عشق
+ تو چی هستی؟
+ انتظار
+ تو
+ چه کسی نقش تورا خواهد شست
+ غزلواره
+ انسان...
+ باز کن پنجره را
+ حضور تو
+ دوست داشتن برتر از عشق
+ بمیریدُُ نمیرید
+ قشنگترین اشتباه
+ استاد شریعتی

Powered by mihanblog version 3.0 Beta
Copyright ©2005 - 2006 , Creative Design Center