تبلیغات
نسیم وصل - با توام: بهار را باور کن....
نسیم وصل
» با توام: بهار را باور کن....
دوشنبه 18 اردیبهشت 1385 - 02:05 ق.ظ - نویسنده : حسین


می خواستم ننویسم، نشد


می خواستم سکوت کنم، نشد


چون جایی برای زدن حرفام پیدا نکردم............


باز کن پنجره هارا ، که نسیم،


روز میلاد اقاقی ها را،


جشن می گیرد،


و بهار،


روی هر شاخه، کنار هر برگ،


شعم روشن کرده است،

همه چلچله ها برگشتن،


و طراوت را فریاد زدند،


کوچه یکپارچه آواز شدست،


و درخت گیلاس


هدیه جشن اقاقی ها را


گل به دامن کرده است.

باز کن پنجره را، ای دوست،


هیچ یادت هست؟


که زمین را عطشی وحشی سوخت؟


برگها پژمردند؟


تشنگی با جگر خاک چه کرد؟

هیچ یادت هست؟


توی تاریکی شب های بلند،


با یر و سینه گل های سپید


سیلی سرما با تاک چه کرد؟


نیمه شب، باد غضبناک چه کرد؟


هیچ یادت هست؟

حالیا معجزه ی باران را باور کن،


و سخاوت را در چشم چمنزار ببین،


و محبت را در روح نسیم ،


که در این کوچه تنگ،


باهمین دست تهی،


روز میلاد اقاقی ها را،


جشن می گیرد!

خاک، جان یافته است


تو چرا سنگ شدی؟


تو چرا این همه دلتنگ شدی؟


باز کن پنجره ها را...


و بهار را باور کن!


...

ویرایش شده در ساعت - و -
پاسخ پاسخ به نوشته
» مطالب پیشین
+ همچون موج
+ دوست داشتنی های من...
+ سرودی از عشق
+ تو چی هستی؟
+ انتظار
+ تو
+ چه کسی نقش تورا خواهد شست
+ غزلواره
+ انسان...
+ باز کن پنجره را
+ حضور تو
+ دوست داشتن برتر از عشق
+ بمیریدُُ نمیرید
+ قشنگترین اشتباه
+ استاد شریعتی

Powered by mihanblog version 3.0 Beta
Copyright ©2005 - 2006 , Creative Design Center