تبلیغات
نسیم وصل - خدایا به تو پناه می برم
نسیم وصل
» خدایا به تو پناه می برم
جمعه 8 اردیبهشت 1385 - 03:04 ق.ظ - نویسنده : حسین


خدایا نمی دانم تا کی باید بسوزم؟ چقدر رنج بکشم؟ در همه حال، همه جا


و همیشه تو شاهد بوده ای. عشقی در وجود داشتم و آن را به پرستش ذات


مقدس تو ارتباط می دادم، ولی عاقبتش به آتشی سوزان مبدل شد که وجودم


را خاکستر کرد. احساس می کنم تا ابد خواهم سوخت. شمعی سوزان خواهم 


که از سوزش من شاید عده ای  لذت ببرند!!!


ای خدای بزرگ برای من چه مانده است؟ نام خود را بر سر چه باید بگذارم؟


آیا پوست و استخوان من، مشخص نام و شخصیت من خواهد بود؟ آیا ایده ها،


آرزوها و تصورات من شخصیت خواهند داشت؟ چه چیز است که (من) را


تشکیل داده است؟ چه چیز است که دیگران مرا به نام آن می شناسند؟....


در وجود خودم می نگرم، در اطراف جست و جو می کنم تا نقطه ای برای


وجود خود مشخص کنم که لااقل برای خود من قابل درک باشد. در این میان


جز قلب سوزانم نمی یابم که شعله های آتش از آن زبانه می کشد و گاهی


وجودم را روشن می کند و گاه در زیر خاکستر آن مدفون می شوم. آری از


وجود خود جز قلبی سوزان اثری نمی بینم. همه چیز را با آن می سنجم. دنیا


را از دریچه آن می بینم. رنگ ها عوض می شوند، موجودات جلوه دیگری


به خود می گیرند.


خدایا خسته ام و دل مرده با ان که همه مرا خوشبخت تصور می کنند. با


این که باید شاد و خندان باشم. ولی چقدر افسرده و محزونم. حزن و اندوه


قلبم را می فشرد حتی نمی توانم گریه کنم، آه بکشم. نزدیک است خفه شم.


خدایا از دست همه کس و همه چیز به تو پناه می برم.......


...

ویرایش شده در ساعت 03:04 ق.ظ و جمعه 8 اردیبهشت 1385
پاسخ پاسخ به نوشته
» مطالب پیشین
+ همچون موج
+ دوست داشتنی های من...
+ سرودی از عشق
+ تو چی هستی؟
+ انتظار
+ تو
+ چه کسی نقش تورا خواهد شست
+ غزلواره
+ انسان...
+ باز کن پنجره را
+ حضور تو
+ دوست داشتن برتر از عشق
+ بمیریدُُ نمیرید
+ قشنگترین اشتباه
+ استاد شریعتی

Powered by mihanblog version 3.0 Beta
Copyright ©2005 - 2006 , Creative Design Center