تبلیغات
نسیم وصل - بهار می رسد اما ....
نسیم وصل
» بهار می رسد اما ....
سه شنبه 23 اسفند 1384 - 11:03 ق.ظ - نویسنده : حسین

سلام به همه دوستان عزیزم تمام کسایی که چه

 به من لطف دارن و نظر می دن چه کسایی که

 نظر نمی دن امیدوارم سالی که سپری کردیم

 برای عزیزان سالی خوب بوده باشه و آرزو می

 کنم سال جدید همراه با خوشی و سربلندی و

موفقیت و پیروزی و وصل باشه این آخرین مطلب

 این سال منه و از جمعه تا ۱۰ فروردین در

 مسافرت به سر می برم و پیساپیش عید رو به

 همه شما تبریک می گویم و از همه شما التماس

 دعا دارم در پناه حق باشید

دوستدار شما سکوت تنهایی

بهار می رسد، اما زگل نشانش نیست

         

 نسیم، رقص گل آویز گل فشانش نیست


دلم به گریه خونین ابر می سوزد  

                 

که باغ، خنده به گلبرگ ارغوانش نیست


چمن بهشت کلاغان و بلبلان خاموش!   

     

  بهار نیست به باغی که باغبانش نیست!


چه دل گرفته هوایی، چه پافشرده شبی 

    

 که یک ستاره لرزان در آسمانش نیست


کبوتری که در این آسمان گشاید بال  

    

 دگر امید رسیدن به آشیانش نیست


ستاره نیز به تنهایی اش گمان نبرد  

            

 کسی که هم نفس است هم زبانش نیست!


جهان به جان من آن گونه سرد مهری کرد 

    

 که در بهار، خزان، کار با جهانش نیست


ز یک ترانه به خود رنگ جاودان نزند   

          

  دلی که چون دل من رنج جاودانش نیست

فریدون مشیری

...

ویرایش شده در ساعت 11:03 ق.ظ و چهارشنبه 24 اسفند 1384
پاسخ پاسخ به نوشته
» مطالب پیشین
+ همچون موج
+ دوست داشتنی های من...
+ سرودی از عشق
+ تو چی هستی؟
+ انتظار
+ تو
+ چه کسی نقش تورا خواهد شست
+ غزلواره
+ انسان...
+ باز کن پنجره را
+ حضور تو
+ دوست داشتن برتر از عشق
+ بمیریدُُ نمیرید
+ قشنگترین اشتباه
+ استاد شریعتی

Powered by mihanblog version 3.0 Beta
Copyright ©2005 - 2006 , Creative Design Center