تبلیغات
نسیم وصل
نسیم وصل
»
سه شنبه 13 دی 1384 - 05:01 ق.ظ - نویسنده : حسین

مرد غزل خون شب زده ام ‚ حنجره ام اسیره
 حرف از قدیمای قصه نزن ‚ دیه خیلی دیره
همیشگی من !‌ ستاره ی روشن
تو این كوچه امشب تو با من بمون
صدای قدیمی !‌ همیشه صمیمی
 تو این كوچه امش تو با من بخون
پهلوون قصه های موندگار
 توی این كوچه من رو تنها نذار
 بیا تا مثل قدیم ‚ با ترانه ها بریم
 تو سكوت كوچه ها دوباره دم بگیریم
بیا كه دلم برات تنگه هنوز
تشنه ی صدای آهنگه هنوز
ای همیشه موندنی
 ای همیشه خوندنی
مرد مرد قصه ها
ای صدای بی صدا
دلت از بغض كدوم غصه شكست ؟
 كه شب كوچه نشین چشمات رو بست
 تو همیشه سرفرازی
غم این ترانه سازی
همیشه از تو می خونه این صدا
 تو سكوت كوچه باغ قصه ها
قصه ی مرد بزرگی كه سرش
خم نشد پیش هجوم غصه ها

...

ویرایش شده در ساعت - و -
پاسخ پاسخ به نوشته
» مطالب پیشین
+ همچون موج
+ دوست داشتنی های من...
+ سرودی از عشق
+ تو چی هستی؟
+ انتظار
+ تو
+ چه کسی نقش تورا خواهد شست
+ غزلواره
+ انسان...
+ باز کن پنجره را
+ حضور تو
+ دوست داشتن برتر از عشق
+ بمیریدُُ نمیرید
+ قشنگترین اشتباه
+ استاد شریعتی

Powered by mihanblog version 3.0 Beta
Copyright ©2005 - 2006 , Creative Design Center